حقوق

حقـــــوق همگانی

پرداخت هزینه‌های تحصیلی؛ تعهد دولت یا وظیفه والدین

نویسنده: اكرم میرزائــی
داشتن تحصیلات یكی از نیازهای اساسی انسان‌ها برای زندگی در دنیای پیچیده امروزی است. تحصیلات در خیلی از موارد زندگی ما دخیل است...
داشتن تحصیلات یكی از نیازهای اساسی انسان‌ها برای زندگی در دنیای پیچیده امروزی است. تحصیلات در خیلی از موارد زندگی ما دخیل است و هرگز نمی‌توان نسبت به این موضوع بی‌تفاوت بود. در سبک زندگی یک ایرانی موفق دریافت آموزش‌های مختلف در حوزه‌های مورد نیاز امری ضروری است. هر چند طبق قانون اساسی کشورمان آموزش متوسطه باید رایگان باشد اما بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند با صرف هزینه‌های بیشتر حتی در این مقطع نیز از آموزش‌های سطح بالاتری استفاده کنند اما سوال اینجاست که آیا این اصل قانون اساسی بر روی زمین مانده است و یا هنوز جایگاه مخصوص به خودش را در سبک زندگی ایرانیان داراست.‌ با گیتی پور‌فاضل‌حقوقدان در‌این‌خصوص به گفت‌وگو پرداخته‌ایم.

  •  آیا خانواده‌ها موظف به پرداخت هزینه‌های تحصیلی فرزندان خود هستند؟
البته كه یكی از وظایف والدین پرداخت هزینه‌های تحصیلی فرزندان است. اما در اصل سوم قانون اساسی عنوان شده است كه «آموزش   و پرورش   و تربیت   بدنی   رایگان   برای   همه   در تمام   سطوح   و تسهیل   و تعمیم   آموزش   عالی  .» كه به این معنی است كه اگر كسی بخواهد تحصیل کند از همان مرحله ابتدایی تا دانشگاه نباید شهریه‌ای پرداخت کند. هزینه تحصیلی، گرفتن نوشت‌افزار، خودكار، دفتر و لوازم تحصیل بر عهده خانواده است. اما منظور از تحصیل رایگان این است كه شهریه و هزینه‌ای برای نام‌نویسی و تحصیل باید رایگان باشد. اما نكته قابل توجه این است كه زمان وضع این قانون، ایران از هر نظر یك كشور ثروتمند بوده است و به همین دلیل از پیش از انقلاب هزینه‌ای بابت تحصیل پرداخت نمی‌شد و تا بعد از انقلاب هم این وضعیت ادامه داشت تا اینكه مدارس غیردولتی و غیرانتفاقی شروع به كار كردند و هزینه‌های هنگفتی برای تحصیل برای والدین محاسبه کردند.
  •  اگر كسی بخواهد از امكانات بیشتر تحصیلی استفاده کند، ترتیب قانونی هزینه‌كرد آن چگونه است؟
در حال حاضر و در شرایط فعلی جامعه ما اگر كسی بخواهد از تحصیلات عالی و خوبی برخوردار باشد، باید هزینه‌ بسیار زیادی را صرف تحصیل کند. به خصوص دانشگاه‌های غیردولتی مانند دانشگاه آزاد و یا پیام نور و غیره برای تحصیل شهریه‌های بسیار بالایی از دانشجویان اخذ می‌کنند و حتی در حال حاضر هزینه تحصیل در دانشگاه‌های دولتی هم بالا رفته است به این دلیل كه بسیاری از خانواده‌ها نمی‌توانند فرزندان خود را به دانشگاه بفرستند. بنابراین برای ادامه تحصیل باید از یك تمكن مالی خوبی برخوردار بود.
  •  اگر والدینی با وجود تمكن مالی، هزینه‌های تحصیلی فرزند خود را پرداخت نكنند تكلیف چیست؟‌
فرزندان هر خانواده‌ای تا 18 سالگی تحت سرپرستی پدر خانواده هستند. بنابراین پدر خانواده مطابق قانون باید نفقه این فرزندان را بپردازد. نفقه هزینه خوراك و پوشاك،‌ هزینه‌های بیماری و هزینه‌های تحصیلی فرزندان را شامل می‌شود كه باید پرداخت شود و اگر پرداخت نشود فرزندان می‌توانند به مراجع قانونی مراجعه کنند و طلب پرداخت نفقه خود را داشته باشد. البته پسران تا 18 سالگی و دختران تا زمانی كه ازدواج نكرده‌اند، تحت سرپرستی پدر هستند و پدر موظف به پرداخت هزینه‌های زندگی آنها است و بعد از این زمان فرزندان نمی‌توانند ادعای نفقه از پدر خود داشته باشند. نکته دیگر اینکه اگر دختری هم شاغل باشد و درآمد داشته باشد او هم نمی‌تواند از پدر نفقه دریافت کند.
  •  آیا می‌توان از والدینی كه هزینه‌های تحصیل را با وجود تمكن مالی پرداخت نمی‌كنند شكایت كرد؟
طبق قانون، پرداخت هزینه‌های زندگی و تحصیل تا سن 18 سالگی فرزند پسر و تا زمان ازدواج و یا شاغل بودن فرزند دختر بر عهده پدر خانواده است و اگر پدری با وجود تمكن مالی، هزینه‌های تحصیلی فرزندان را پرداخت نكند. فرزندان می‌توانند از پدر در مراجع قضایی طرح دعوا کنند و درخواست پرداخت نفقه‌ خود را داشته باشند.
  •  در صورت عدم تمكن مالی والدین،‌ آیا قانونگذار راهی برای تامین هزینه‌های تحصیلی از منابع دولتی در نظر گرفته است؟
ممكن است در شهرداری‌ها كه موظف هستند بچه‌های بی‌سرپرست و یا بی‌خانمان را ساماندهی کنند،‌ آیین‌نامه و بخش‌نامه‌هایی در این رابطه وجود داشته باشد ولی به هر حال دولت موظف است كه بچه‌هایی را كه بی‌سرپرست و یا بدسرپرست هستند تحت پوشش خود قرار دهد و باید در محلی كه این كودكان را نگهداری و یا سرپرستی می‌كند هزینه‌های آنها را بپردازد و این امر در همه‌ كشورها رعایت می‌شود.
  •  چه حداقل و حداكثری برای هزینه‌كرد والدین برای تحصیل فرزندان وجود دارد؟
در حال حاضر در جامعه‌ ما یك شكاف طبقاتی وسیعی شكل گرفته است و دو طبقه مرفه و طبقه‌ فقیر، جامعه را تشكیل می‌دهند. طبقه مرفع می‌توانند به راحتی هزینه‌های تحصیلی فرزندان خود را پرداخت کنند و حتی برخی می‌توانند برای ادامه تحصیل به كشورهای خارجی سفر کنند. در طبقه‌ فقیر كه روزی طبقه متوسط جامعه بود به دلیل كمبود درآمد به سطحی از جامعه نزول پیداكرده‌اند که توانمندی هزینه برای تحصیل مناسب فرزندان خود نیستند. در حال حاضر در جامعه با یك طیف گسترده‌ای از این خانواده‌ها رو‌به‌رو هستیم. متاسفانه بودجه‌های آموزشی بسیار كم شده است و از طرفی در آموزش و پرورش، حجم کتاب‌ها آنقدر بالا است که معلم و دانش‌آموز حتّی وقت فکرکردن به آنچه می‌آموزند ندارند. تمامی تلاش معلم صرف این می‌شود که به موقع کتاب را تمام کند، چون مجبور است و تمام تلاش دانش‌آموزان هم صرف این می‌شود که مطالب را حفظ کنند. نه فکر کردن، نه تحقیق و پژوهش و نه آزمایش به صورت عملی و تجربه‌اندوزی، هیچ کدام واقعاً مورد توجه نیستند. هیچ رابطه مناسبی بین معلم و دانش آموز و معلم و مدیر شکل نمی‌گیرد.
  •  به نظر شما مشكل آموزش و پرورش در چیست؟
این روزها در آموزش و پرورش جهان دو مبحث مورد بحث و تأکید است: یکی سبک زندگی  ‎و دیگری برنامه درسی زندگی. آموزش زندگی اجتماعی و شهروندی آنقدر اهمیت دارد که حتی در تحقیقات اخیر پیشنهاد شده است که کتاب‌های آموزشی زبان خارجه هم بر پایه زندگی اجتماعی بچه‌ها تهیه و تدوین شود، یعنی موضوعات زندگی اجتماعی برای متون انتخاب شود. اگر در یک عزم ملّی برای تغییر، کتاب‌های درسی تغییر کنند و مسائل تئوری که در زندگی اجتماعی بچه‌ها نقشی ندارند، حذف و حجم مطالب کتب درسی کم شده و در عوض، اختیارات بیشتری برای بروز خلاقیت معلم‌ها قرار داده شود و وقت بیشتری برای بودن با بچه‌ها به آنها بدهند، مشکلات عظیمی از سر راه فرهنگ و اقتصاد کشور برداشته خواهد شد. این تغییر، بسیاری از مشکلات فعلی سیستم آموزشی ما مانند بی‌برنامه‌گی و عدم شناخت بیشتر فرزندان از نوع زندگی پیشینیان خود را هم حل خواهد کرد.  



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code